تبلیغات
به وبلاگ من خوش آمدید - شجره نامه هخامنشیان و کوروش کبیر
 
به وبلاگ من خوش آمدید
بگذارید و بگذرید، ببینید و دل مبندید، بنگرید و دل مبازید، که دیر یا زود، باید گذاشت و گذشت
دوشنبه 22 خرداد 1391 :: نویسنده : امیر




کوروش کبیر ذوالقرنین مقدس

درباره شخصیت ذوالقرنین که در کتابهای آسمانی یهودیان، مسیحیان و مسلمانان از آن سخن به میان آمده، چندگانگی وجود دارد و این که به واقع ذوالقرنین چه کسی است به طور قطعی مشخص نشده‌است. کوروش سردودمان هخامنشی، داریوش بزرگ، خشایارشا، اسکندر مقدونی گزینه‌هایی هستند که جهت پیدا شدن ذوالقرنین واقعی درباره آنها بررسی‌هایی انجام شده، اما با توجه به اسناد و مدارک تاریخی و تطبیق آن با آیه‌های قرآن، تورات، و انجیل تنها کوروش بزرگ است که موجه‌ترین دلایل را برای احراز این لقب دارا می‌باشد. شماری از فقهای معاصر شیعه نیز کوروش را ذوالقرنین می‌دانند. کلمه ذوالقرنین نام شخصی است که در قرآن و در سوره  کهف از آیه 83 تا 110 نام برده شده است .ذوالقرنین به معنای دو قرن است که برخی معتقدند که این نامگذاری به دلیل آن است که به شرق و غرب عالم رسیده است.عرب از آن به دو شاخ آفتاب تعبیر نموده است و بعضی میگویند که در دو طرف سر وی برآمدگی مخصوصی بوده  و سر انجام عده ای بر این عقیده اند که تاج مخصوص او دارای دو شاخک بوده است.اما قرآن ذوالقرنین را شخصی نامیده است که بنا بر درخواست قومی سدی ازآهن و مس جهت جلوگیری از هجوم بیگانگان برای آنان میسازد.به طور کلی سه نظریه در مورد این شخص وجود دارد.در نظر اول عده ای اعتقاد دارند که وی اسکندر مقدونی است و وی را اسکندر ذوالقرنین مینامند. این نظریه را     ابو علی سینا در کتاب "دار الشفاء"خود بیان نموده است. دومین نظریه مربوط میشود به ابن هشام در کتاب"تاریخ سیره" و ابوریحان بیرونی در" الاثار الباقیه" که این دو نفر ذوالقرنین را از پادشاهان یمن میدانستند . در نهایت سومین و معتبرترین نظریه مربوط میشود به ابوالکلام آزاد،وزیر فرهنگ معاصر هند در کتاب "ذوالقرنین" که این شخص را کورش کبیر پادشاه ایران نامیده است.در مورد اینکه ذوالقرنین همان کوروش پادشاه ایران است سه دلیل محکم وجود دارد که در ذیل به آنها اشاره میشود.۱

- در نزدیکی شهر استخر مجسمه ای از کوروش هخامنشی کشف شد تقریبا به قامت یک انسان که تاجی بر سر داشت و برروی تاج دو شاخ همانند شاخهای یک قوچ دیده میشد.

2- در قرآن امده است که ذوالقرنین از شرق خورشیدی را بر قومی طلوع کرده میبیند که سایبانی ندارند و کوروش نیز در سفر سوم خو.د به شمال میرود و برای مقابله با اقوام وحشی سدی آهنین ایجاد میکند که هنوز هم این دیوار اهنین در کوه های قفقاز وجود دارد و این در حالیست که قرآن این سد را ظهور منجی عالم بشریت پایدار میداند.

3- اما آخرین دلیلی که اثبات بر ذوالقرنین بودن کوروش دارد این است که قران وی را پیامبر نمینامد بلکه وی را پادشاهی عادل  و با صفات خوب میداند.این در حالیست که تاریخ به شهادت همگان و حتی مورخان یونانی  از کوروش به نیکی یاد میکنند که بیانیه حقوق بشر وی نیز بیانگر همین مدعاست.

پس با وجود این عدله ذوالقرنین که در قرآن از آن نام برده شده است کسی نیست جز کوروش کبیر پادشاه عادل ایران زمین. 

راز جاودانگی کوروش کبیر

تابلویی که می بینید، اثر «ویسنت لوپز» نقاش اسپانیایی قرن 18 و روایت کنندۀ یکی از داستان­های تاریخ ایران باستان است.

در لغت نامۀ دهخدا زیر عنوان «پانته آ» بر اساس روایت «گزنفون» آمده است که:

هنگامی که مادها پیروزمندانه از جنگ شوش برگشتند، غنائمی با خود آورده بودند که بعضی از آنها را برای پیشکش به کورش بزرگ عرضه می­کردند. در میان غنائم زنی بود بسیار زیبا و به قولی زیباترین زن شوش به نام پانته­آ که همسرش به نام «آبراداتاس» برای مأموریتی از جانب شاه خویش رفته بود.

چون وصف زیبایی پانته­آ را به کورش گفتند، کورش درست ندانست که زنی شوهردار را از همسرش بازستاند و حتی هنگامی که توصیف زیبایی زن از حد گذشت و به کورش پیشنهاد کردند که حداقل فقط یک بار زن را ببیند، از ترس این که به او دل ببازد، نپذیرفت. پس او را تا باز آمدن همسرش به یکی از نگاهبان به نام «آراسپ» سپرد.

اما اراسپ خود عاشق پانته­آ گشت و خواست از او کام بگیرد، به ناچار پانته­آ از کورش کمک خواست. کوروش آراسپ را سرزنش کرد و چون آراسپ مرد نجیبی بود و به شدت شرمنده شد و در ازا از طرف کوروش به دنبال آبراداتاس رفت تا او را به سوی ایران فرا بخواند.

هنگامی که آبرداتاس به ایران آمد و از موضوع با خبر شد، به پاس جوانمردی کوروش برخود لازم دید که در لشکر او خدمت کند.
می­گویند هنگامی که آبراداتاس به سمت میدان جنگ روان بود پانته­آ دستان او را گرفت و در حالی که اشک از چشمانش سرازیر بود گفت: «سوگند به عشقی که میان من و توست، کوروش به واسطه جوانمردی که حق ما کرد اکنون حق دارد که ما را حق­شناس ببیند. زمانی که اسیر او و از آن او شدم او نخواست که مرا برده خود بداند و نیز نخواست که مرا با شرایط شرم آوری آزاد کند بلکه مرا برای تو که ندیده بود حفظ کرد. مثل اینکه من زن برادر او باشم.»
آبراداتاس در جنگ مورد اشاره کشته شد و پانته­آ بر سر جنازۀ او رفت و شیون آغاز کرد. کوروش به ندیمان پانته­آ سفارش کرد تا مراقب باشند که خود را نکشد، اما پانته­آ در یک لحظه از غفلت ندیمان استفاده کرد و با خنجری که به همراه داشت، سینۀ خود را درید و در کنار جسد همسر به خاک افتاد و ندیمه نیز از ترس کورش و غفلتی که کرده بود، خود را کشت.

هنگامی که خبر به گوش کوروش رسید، بر سر جنازه ها آمد. از این روی اگر در تصویر دقت کنید دو جنازۀ زن می­بینید و یک مرد و باقی داستان که در تابلو مشخص است و بدین گونه است که کسی با نیکنامی در تاریخ جاودانه می­شود.



آرامگاه کوروش کبیر

آرامگاه کوروش کبیر مهم ترین اثر مجموعه ی پاسارگاد که در دوره ای به مشهد مادر سلیمان مشهور بود ، از سال 1200 به بعد به عنوان آرامگاه کوروش کبیر شناسایی شد. بنای آرامگاه در میان باغ های سلطنتی قرار داشت و از سنگ های عظیم که درازای بعضی از آن ها به هفت متر می رسد ، ساخته شده است. تخته سنگ های آرامگاه با بست های فلزی به هم پیوسته بود. این بست ها بعد ها سرقت شد ، هر چند بیشتر این آسیب ها بعد ها ترمیم شد اما جای خالی برخی از آن ها به صورت حفره هایی در دل سنگ باقی مانده است. بنای آرامگاه از دو قسمت تشکیل شده است : یکی سکویی شش پله است که قاعده آن به شکل مربع مستطیل به وسعت 165 متر مربع است و دیگری اتاقی کوچک به وسعت 7/5 متر مربع با سقف شیب دار است که ضخامت دیوارهایش به 5/1 متر می رسد. در ورودی آرامگاه با پهنای 75 سانتی متر در سمت شمال غربی بنا قرار دارد. پس از کشته شدن کوروش کبیر در جنگ با سکاها ، جسد او را به پاسارگاد آوردند و روی تخت زرینی نهادند و اشیای سلطنتی و جنگی او را در کنارش گذاشتند. این آرامگاه در حمله ی اسکندر مقدونی تاراج شد. آرامگاه کوروش کبیر در تمام دوره ی هخامنشی مقدس به شمار می آمد. آین تقدس هم  اکنون نیز نمابان است و حتی به اوج قوت خود رسیده است. در ضمن آرامگاه کوروش کبیر هفت پله دارد که این عدد بین تمامی ادیان و به خصوص قوم آریاییان از تقدس خاصی برخوردار است.

 



منشور حقوق بشر کوروش کبیر

اینك كه به یاری مزدا ، تاج سلطنت ایران و بابل و كشورهای چهار گوشۀ دنیا را به سر گذاشته ام ، اعلام می كنم  
كه تا روزی كه من زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد:
دین و آیین و رسوم ملتهایی كه من پادشاه آنها هستم ، محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت كه حكام و زیر دستان من ، دین و آئین و رسوم ملتهایی كه من پادشاه آنها هستم یا ملتهای دیگر را مورد تحقیر قرار بدهند یا به آنها توهین نمایند .
من از امروز كه تاج سلطنت را به سر نهاده ام ، تا روزی كه زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد ،  هر گز سلطنت خود را بر هیچ ملت تحمیل نخواهم كرد  و هر ملت آزاد است ، كه مرا به سلطنت خود قبول كند یا ننماید  و هر گاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند ، من برای سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم كرد .
من تا روزی كه پادشاه ایران و بابل و كشورهای جهات اربعه هستم ، نخواهم گذاشت ،
كسی به دیگری ظلم كند و اگر شخصی مظلوم واقع شد ، من حق وی را از ظالم خواهم گرفت
و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم كرد .
من تا روزی كه پادشاه هستم ، نخواهم گذاشت مال غیر منقول یا منقول دیگری را به زور یا به نحو دیگر
بدون پرداخت بهای آن و جلب رضایت صاحب مال ، تصرف نماید
من تا روزی كه زنده هستم ، نخواهم گذاشت كه شخصی ، دیگری را به بیگاری بگیرد
و بدون پرداخت مزد ، وی را بكار وادارد .
من امروز اعلام می كنم ، كه هر كس آزاد است ، كه هر دینی را كه میل دارد ، بپرسد
و در هر نقطه كه میل دارد سكونت كند ،
مشروط بر اینكه در آنجا حق كسی را غضب ننماید ،
و هر شغلی را كه میل دارد ، پیش بگیرد و مال خود را به هر نحو كه مایل است ، به مصرف برساند ،
مشروط به اینكه لطمه به حقوق دیگران نزند .
من اعلام می كنم ، كه هر كس مسئول اعمال خود می باشد و هیچ كس را نباید به مناسبت تقصیری كه یكی از خویشاوندانش كرده ، مجازات كرد ،
مجازات برادر گناهكار و برعكس به كلی ممنوع است
و اگر یك فرد از خانواده یا طایفه ای مرتكب تقصیر میشود ، فقط مقصر باید مجازات گردد ، نه دیگران
من تا روزی كه به یاری مزدا ، سلطنت می كنم ، نخواهم گذاشت كه مردان و زنان را بعنوان غلام و كنیز بفروشند و حكام و زیر دستان من ، مكلف هستند ، كه در حوزه حكومت و ماموریت خود ، مانع از فروش و خرید مردان و زنان بعنوان غلام و كنیز بشوند  و رسم بردگی باید به كلی از جهان برافتد .
و از مزدا خواهانم ، كه مرا در راه اجرای تعهداتی كه نسبت به ملتهای ایران و بابل و ملتهای ممالك اربعه عهده گرفته ام ، موفق گرداند .







نوع مطلب : تاریخی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 11 آبان 1394 05:10 ب.ظ
اطلاعات محدوده
دوشنبه 23 تیر 1393 07:16 ق.ظ
سلام ببخشید این خواهر من متاسفانه هواس پرتی داره و دلش می خاد تو این سایت وتو اون سایت نظر بذاره اصلا کوروش جد ما نیست ببخشید
دوشنبه 23 تیر 1393 07:05 ق.ظ
سلام مچکرم از مطالب شما ومچکرم که از جد من برای دیگران مطلب می گذارید تا دیگران از ایشان و اخلاقشان مطلع شوند کوروش اول یا همان کوروش کبیراز طرف مادر بزرگ مادری من جد من می شود. باتشلر از شما
پنجشنبه 24 مرداد 1392 12:41 ق.ظ
باعرض سلام وتشکربه خاطروبلاگ خوب شما که مطالب کاملی درباره تاریخ ایران زمین گذاشتیدوبه امید داشتن ایرانی سربلندوآزادوبا صلابت
امیر موفق باشید
پنجشنبه 23 شهریور 1391 05:29 ق.ظ
اهانت به دانشجویان استان ایلام
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

کد حرکت متن دنبال موس